عشق سپید دانه ها

شب شده..
من همچنان در حال حرکتم..
مسیر در بارش سنگین برف خود را گم کرده....
نگاهم به دنبال نشانه ای برای ادامه ... و من...
به دنبال مسیری جدید در ابرها...
چشمانم توان دیدن را از دست داده...
صدای فریاد دانه های سپید برف...
نگاهم را به خود میخواند....
ویبرام کفشم آنها را به هم نزدیک کرده..
عاشقانه یکدیگر را در آغوش می فشارند...
گویی سالها منتظر یکدیگر بودند..
مدتی در فکر عشق سپید دانه ها بودم...
سرم را بالا آوردم..
مسیرم را پیدا کردم...
این همان نشانه بود ...
نشانه ای برای ادامه...
عشق سپید دانه ها 

حسین علومی پور - سورنا

حال

زندگی نقطه معلومی جز حال نداره....

پس....

با ..حال...زندگی کنیم...

سورنا


رها تر از هر لحظه به اوج می اندیشم...  

سربلند بر فراز کوهها پرواز خواهم کرد..

ابرها به دورم خواهند پیچید..

حس نمناک آنهابه روی گونه هایم در رویا هم زوق زده ام می کند 

رها تر از هر لحظه به اوج می اندیشم...

آنگاه که سجده پاک خود را بر عظمت خداوند گواه میدارم.....

سورنا

مرتضی‌ تولدت مبارک

تقدیم به رفیق شفیق

http://pabpa.persianblog.ir/

سخن امروز من


همه چیزم را که از من بگیری، باز هم بهترینم.. گویا فراموش کرده‌ای که من تو را دارم 

 ‌ای یزدان پاک 

 سورنا

سخن امروز من

من سخت تر از روزهای سختم...

 آنها گذر خواهند کرد..

 و من ایستاده به  پایان آنها لبخند خواهم زد

سورنا

باران سرد پائیز

قطره‌های سرد باران پاییزی

نگاهی‌  در عمق مسیر زندگی‌..

گونه‌هایی‌ نمناک..

گرمای فنجان چای در دستم..

آرامش بی‌ معنی..

سکوت 

و من....


بگذار پائیز بیاید.. اما پائیز ما نباشد

سورنا


سخن امروز من

به دنیا نخندی..دنیا بهت میخنده..! 

سورنا

سالروز تولد کوروش بزرگ...


http://oraz.blogfa.com/

سخن امروز من

باد را برای نوازش گونه‌هایت خواهم فرستاد،آنگاه که خود را تنها‌ترین مییابی..

 سورنا