بین راه ، راهم و گم میکنم ..

تو این همه راه دیگه نمی‌شه راهی پیدا کرد ..
از ترس اینکه بیراهه نرم ، پا تو هر راهی‌ میگذارم ..
راه ها ،من و با خودشون به هزار راه میبرن ..
اینجوری من هیچ راهی‌ پیدا نمیکنم ... 
ناخواسته من بی‌ راهه میرم ..
انقدر از راهم دور میشم که یک راه پیدا می‌کنم ...
یک راه خوب ..
اینکه با تو هم راه بشم ...
سورنا