تقصیر این مردم نیست .. !


تقصیر این مردم نیست .. !


ما در یک اشتباه تاریخی‌ از این روزگار سر در آوردیم ..!

گویی ما سربازان کهن ایرانیم که در زمان گم شده‌ایم ..

آری .. شاید همان سربازان افسانه‌ای ایران که در راه مصر نا پدید شدند ..

ما برای امروز ایران نیستیم .. ما از جنس این مردم نیستیم ..

ما در این دوره غریبیم .. هیچکس سخنانمان را نمیفهمد ..!

ما تنها خود را گم کرده ایم .. کشورمان را .. زمانمان را ..

تقصیر این مردم نیست .. !

این ماییم که گم شده‌ایم ..!

سورنا .. سرباز میهن

به حق می‌‌اندیشم ..


می‌گوید دیدی بالاخره حقمان را گرفتیم ..!


میگویم حقتان را ..؟

می‌گوید آری .. حقمان را.. همان حقی‌ که ۴ سال پیش پایمال شده بود ..!

نگاهش می‌کنم ... آرام لبخند میزنم و میگویم امیدوارم همیشه پیروز باشید ..!

اما خود به حق می‌‌اندیشم ..!

به تریلی‌های طلا .. به دلار‌های نفتی‌ .. به ۵۰% سهم ایران از کارخانه‌‌ بنز .. 
به خون جانباختگان .. 
به پارسه(تخت جمشید) ویران شده .. 
به تاج و تخت باستانی و سرگذشت چپاول شده به دست انگلیس .. 
به روز شمار حقیر ۱۳۹۲ که به تمدن ۷۵۰۰ ساله کشورم پیوندی ندارد ..! 
به وام ۲میلیونی ازدواج و تنفروشی زنان ..! 
به معادن ایران که غارت میشود ..
به جواهراتو اشیائ تاریخی‌ که به دست جهان چپاول میشود ..
به دیوار نویسی فروش کلیه .. 
به توهین در کشورک‌های جهان ..! 
به نفسی که بالا نمی‌‌آید ..
به زندگی‌ که ۱روزش هم از آن من نبوده .. 
به سهام‌های ایرانی‌ و حساب‌های بانکی‌ آقایان در جهان .. 
به دزدی‌ها و اختلاس‌های بزرگ .. 
به دستان چروک و قامت خمیده مادرم .. و ......
من
به حق می‌‌اندیشم .. 
حق نفس کشیدن .. حق آدم بودن .. حق زندگی‌ ..

سورنا

بودن ..


بودن ، احساس می‌خواهد 

دلیل می‌خواهد 

باور می‌خواهد ..

بودن .. بودن می‌خواهد ..!

سورنا

ندانستن شیرین ..


چه روز‌های زیبا و شیرینی‌ بود , روز‌های سخت ندانستن ...! 

سورنا

رویای تو ..


من مست و پریشانم .. هر روز نگاهم کن

گم گشته و حیرانم .. هر روز صدایم کن


آواز خوش مستی .. بی‌ تو نتوان سر داد

بر خواب خوش هستی‌ .. بی‌ تو نتوان تن داد


حال دگرم بی‌ تو .. رویا چه شبی دارد

رویای تو هم هر شب .. حال دگری دارد


امشب به میخانه .. با یاد تو من رفتم 

فردا چه باید کرد .. بی‌ تو به فنا رفتم

سورنا

تقدیم به عشقم رویا