داستان من و كوه
آن روزی که پا در کوهستان گذاشتم نمیدانستن قرار است دیگر خود را همراه نداشته باشم . . . !
خود را در بلندای کوهستان جا گذاشتم و بازگشتم . . .
از آن پس , بی آنکه بدانم در جستجوی خويش هستم , پا در کوهستان گذاشتم . .
آنجا تنها جایی بود که من آرام بودم . .
چون خودم در همین نزدیکیها بود و من او را خدا صدا میزدم . . !
سورنا
Hossein Oloumi Pour